جمال رضايى
564
بيرجندنامه ( فارسى )
85 - گرگم گلّه مىگيرد gorgam galle migirad ( گرگم گلّه مىگيرد ) : " گرگم گلّه مىگيرد " كه شباهت زياد به بازى " گرگم به هوا " دارد مانند اين بازى اصلا بيرجندى نيست و از طريق دبستانها در بيرجند رواج يافته بود . اين بازى ويژهء دختران بود و بدينسان اجرا مىشد : چند دختربچّه جمع مىشدند و با شمردن از يك تا ده يكى را به عنوان " گرگ " انتخاب مىكردند . بچّههاى ديگر نقش " برّه " را عهدهدار مىشدند و به فاصلهء چند مترى " گرگ " در يك صف پشت سر هم قرار مىگرفتند و هركدام دو بازوى بچّه جلويى خود را مىگرفت و در حالىكه كمرها و سرينهاى خود را به چپ و راست حركت مىدادند با آهنگ ضربى اين گفتگو بين " گرگ " و " برّهها " ردّوبدل مىشد : گرگ برّهها : گرگم گلّه مىگيرم * چوپونك نميگذاره كارد من تيزتره * دنبهء ما لذيذتره پس از گفتگو " برّه " ها با همان آهنگ ضربى و تكان دادن كمر و سرين به دو طرف مىگفتند : " خانهء خاله از اين وره ، از اين وره " و پس از آن به سرعت فرار مىكردند كه گرگ به آنان دسترسى پيدا نكند . " گرگ " به هر نفر كه مىرسيد با دست به شانه يا پشت و يا سرين او مىزد و او را " كل " مىكرد . اين بازى تا وقتىكه آخرين نفر " كل " مىشد ادامه مىيافت و اگر مىخواستند آنرا ادامه بدهند بچّهء " كلشدهء " آخرى نقش " گرگ " را عهدهدار مىشد . چنان كه اشاره شد اين بازى بيرجندى نيست و سخنانى كه بين بازىكنان ردّوبدل مىشود نيز به گويش بيرجند نمىباشد هرچند گاهى دختربچّهها آنها را بيرجندى فراگو مىكردند . 86 - گلبازى gel bazi ( گلبازى ) : بازى با گل و ساختن اشياء و حيوانات مختلف با آن از سرگرمىهاى پسربچّهها بود . آنان با گلهاى چسبناكى كه از رسوبات " بند " ها فراهم مىآوردند بازيچههايى به شكل حيوانات و يا اشياء مختلف مىساختند و با آنها بازى مىكردند . بهترين و بيشترين بازيچهاى كه با گل درست مىكردند " شتر " و " بچّهشتر " بود كه پس از خشك شدن آنها را به دنبال هم با نخ مىبستند و " قطار شتر " درست مىكردند . " شتربچّه " را در بيرجند " كرّاشى korrasi " و يا " كراشى korasi " مىخواندند ( - كرّه هاشى ) . ضرب المثل معروف بيرجند " گل بيار كراشى راس [ ت ] ك [ ن ] gel beyar korasi ras [ t ] ko [ n ] " ( گل بيار " كراشى " راست ( درست ) كن ) از همين بازى پيدا شده است .